سالار زینب حسین جان
جانم حسین ع







 << < تیر 1399 > >>
شنبه یکشنبه دوشنبه سه شنبه چهارشنبه پنج شنبه جمعه
  1 2 3 4 5 6
7 8 9 10 11 12 13
14 15 16 17 18 19 20
21 22 23 24 25 26 27
28 29 30 31      




سالار زینب


جانم حسین ع




جستجو






آمار


  • امروز: 24
  • دیروز: 20
  • 7 روز قبل: 139
  • 1 ماه قبل: 679
  • کل بازدیدها: 47410



  • رتبه


  • رتبه کشوری دیروز: 109
  • رتبه مدرسه دیروز: 2
  • رتبه کشوری 5 روز گذشته: 218
  • رتبه مدرسه 5 روز گذشته: 2
  • رتبه 90 روز گذشته: 205
  • رتبه مدرسه 90 روز گذشته: 2

  •  
      قرآن کريم مرتبط با مسائل زمان نزول است و براي آينده و قرن هاي مختلف و مدرن برنامه اي ندارد؟ ...
    قرآن کريم مرتبط با مسائل زمان نزول است و براي آينده و قرن هاي مختلف و مدرن برنامه اي ندارد؟

    قرآن کريم مرتبط با مسائل زمان نزول است و براي آينده و قرن هاي مختلف و مدرن برنامه اي ندارد؟

    در قرآن داستان‌هاي فراواني از پيامبران و امت‌هاي گذشته ذكر شده، ولي چون هدف قرآن هدايت انسان هاست، اين داستان‌ها را به طور كامل و مرتب بيان نكرده و آنچه را براي هدايت مفيد بوده، آورده است تا بندگان از آن جريانات پند گيرند.

    قرآن کريم مرتبط با مسائل زمان نزول است و براي آينده و قرن هاي مختلف و مدرن برنامه اي ندارد

    دليل‌هاي زيادي را مي‌توان آورد كه قرآن  جاودانه و براي تمام زمان‌ها بوده و مخصوص يك زمان نمي‌باشد:

     

    1ـ خطابات عام قرآن

     بسياري از آيات قرآن خطاب‌هايي دارد كه براي تمام مردم و هر مكلفي مي‌باشد. مانند : « اي كساني كه ايمان آورده‌ايد»[1] و « اي مردم»[2] و « اي انسان»[3] و «ای بنی آدم».[4]

     

    2ـ طرز بيان قصه‌هاي قرآن

     در قرآن داستان‌هاي فراواني از پيامبران و امت‌هاي گذشته ذكر شده، ولي چون هدف قرآن هدايت انسان هاست، اين داستان‌ها را به طور كامل و مرتب بيان نكرده و آنچه را براي هدايت مفيد بوده، آورده است تا بندگان از آن جريانات پند گيرند. بنابراين نمي‌شود گفت اين جريانات براي گذشته بوده و ربطي به آينده ندارد، پندگيري از يك جريان براي هميشه است.

     

    3ـ آيات مربوط به جاودانه بودن قرآن

     قرآن كتابي جهان شمول است و اختصاصي به زمان، مكان، نژاد، آداب و سنن خاص ندارد؛ زيرا قرآن خود را چنين معرفي مي‌نمايد: « قرآن جز يك پند براي عالميان نيست.»[5]؛ «بيم دهنده تمام انسان‌ها است.»[6] لازمة اين كليّت و دوام و نيز نيازمندي هميشگي بشر به آن، اين است كه هيچ گاه گرد كهنگي بر آن ننشيند و هميشه تازه باشد.

     

    4 - روايات

     از روايات استفاده مي‌شود، محتواي قرآن كريم به گونه‌اي تنظيم شده تا همانند سفره‌اي همگان در هر عصري بر سر آن بنشينند، و از نعمت‌هاي معرفتي آن استفاده برند:

     روايت اول : از امام صادق ـ عليه السلام ـ سؤال شد كه چرا قرآن با تكرار و درس و نشر جز تازگي اثر ديگري نمي‌پذيرد؟

    حضرت فرمود: «تازگي قرآن براي آن است كه خداي تبارك و تعالي آن را براي زمان موقّت يا مردم خاص نفرستاده و چون هميشگي و همگاني است، در هر زمان جديد است، و در نزد هر مردمي تا روز قيامت شيرين و پر جذبه است».[7]

     روايت دوم: امام باقر ـ عليه السلام ـ هميشگي بودن قرآن را به همواره بودن دو اختر فروزان، خورشيد و ماه تشبيه نموده، مي‌فرمايد:«قرآن همانند خورشيد و ماه هميشه در جريان است، و زندگي انسان‌ها را تا پايان دنيا روشن مي‌سازد».[8]

     

    5 - باطن داشتن قرآن كريم

     قرآن علاوه بر ظاهر، داراي باطن است و ظاهر قرآن همان دلالت ظاهري قرآن است كه از قرائن، از جمله شأن نزول آيه به دست مي‌آيد و جنبة خصوصي دارد؛ ولي باطن قرآن با قطع نظر از قرائن موجود، برداشت‌هايي كلي است كه از متن قرآن به دست مي‌آيد و همه جانبه و جهان شمول است، لذا پيوسته مانند جريان خورشيد و ماه در جريان است. اگر چنين نبود قرآن از استفاده دائمي ساقط مي‌گرديد. لذا همين برداشت‌هاي كلي و جهان شمول است كه تداوم قرآن را براي هميشه تضمين كرده و آن را همواره زنده و جاويد نگاه داشته است.[9] و اگر چنين نبود مي‌بايست با از بين رفتن گروهي، آية مخصوص آنها نيز باطل مي‌شد.امام باقر ـ عليه السلام ـ مي‌فرمايد: «اگر آيه‌اي درمورد قومي نازل شود و آن قوم بميرد، آيه هم مي‌ميرد و براي قرآن چيزي باقي نمي‌ماند، ولي قرآن تا آسمان و زمين باقي است، جريان دارد.»

    بنابراين بايد از قرآن معنايي به دست آورد كه براي عموم افراد تا قيامت باشد. براي روشن شدن مطلب، يك نمونه از قرآن آورده مي شود: 

    ممکن است کسي بگويد بت پرستي چون مخصوص صدر اسلام بود لذا آيات قرآن در نفي آن اقامه شده است و کاربرد امروزي نداردکه در جواب بايد گفت :

     اولاً: بت‌پرستي مخصوص زمان پيامبر اكرم – صلي الله عليه و آله و سلم - نبوده، زيرا هم اكنون تعداد زيادي از افراد در كشورهايي چون ژاپن، هند و … بت‌پرست هستند ونبودن بت پرست در ميان مسلمانان دليل بر نبودن آن در دنيا نيست.

     ثانياً: بت‌پرستي در هر زماني جلوه‌اي دارد، در آن زمان چوب و سنگ بود و هم‌اكنون صورت‌هاي ديگري چون دنياپرستي، پول‌پرستي، مقام‌پرستي و… دارد.[10]

     

    6 - قرآن و آينده

    اما اين كه قرآن در رابطه با آينده سخني ندارد، بايد گفت: كتاب‌هايي كه اعجاز قرآن را بيان كرده‌اند، يك بخش را اختصاص به اعجاز علمي داده‌اند كه قرآن مطالبي را بيان كرده كه براي آن زمان مشخص نبوده و بعداً با پيشرفت علم معناي آيه خوب روشن شده است، مانند دشواري تنفس با افزايش ارتفاع كه امروزه، علم به آن رسيده است.[11] خداوند در آية 125 سورة انعام مي‌فرمايد: «… خداوند هر كه را خواهد گمراه كند، سينة او را آنچنان تنگ مي‌كند كه گويا مي‌خواهد به آسمان برود.» و از سوي ديگر امروزه افراد منصف به اين نکته اعتراف مي کنند که احکام و آموزه هاي قرآنني براي برون رفت جامعه از انحطاط بهترين راه کارها را ارائه مي دهدو اين دلالت دارد بر اينکه قرآن کريم در همين دنياي مدرن راه کار هاي لازم را در مسائل اجتماعي ، فرهنگي ، اقتصادي و بين المللي دارد و با عمل به اين برنامه ها مي توان جامعه اي ايده آل و مورد نياز مردم درست نمود و اگر امروزه برخي از کشورها دچار عقب ماندگي شده اند تنها دليلش دوري آن جامعه از معارف قرآني است.

     

    معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:

    1ـ عبدالله جوادي آملي، تفسير موضوعي (قرآن در قرآن)، (قم؛ اسراء 1378)، ج 1،بخش جاودانگي قرآن.

    2ـ مرتضي مطهري،خاتميّت، (تهران؛ صدرا، 1364).

    3ـ محمد هادي معرفت،‌علوم قرآني، (قم؛ مؤسسة فرهنگي تمهيد، 1380)، ص 414 .

    4ـ ناصر مكارم شيرازي، تفسير نمونه (دارالكتب الاسلاميه، 1368)، ج 5، ص 435، ج 8، ص 227، ج 10، ص 119، ج 11، ص 183؛ ج 18، ص 389؛ ج 19، ص 17؛ ج 23، ص 266.

     

    پي نوشت ها:

    [1]. ر.ک: بقره/104، 153، 272 و آل عمران/100، 102 و نساء/ 19،29.

    [2]. بقره/ 21 و نساء/1 و يونس/23 و حج/5 و فاطر/5 و حجرات/13 و …

    [3]. ر.ک: انفطار/6 و انشقاق/6.

    [4] . رک : مائه / 27 ، اعراف / 26 ، یس / 60و …

    [5]. انعام/ 90.

    [6]. مدثّر/ 36.

    [7]. به نقل از: جوادي آملي، عبدالله، تفسير موضوعي، قرآن در قرآن، قم، انتشارات اسراء، 1378، ج 1، ص 313.

    [8]. به نقل از: جوادي آملي، عبدالله، تفسير موضوعي، قرآن در قرآن، قم، انتشارات اسراء، 1378، ج 1، ص 313.

    [9] - ر. ك: معرفت، محمد هادي، التمهيد، قم، جامعة مدرسين حوزة علميّة، بي‌تا، ج 3، ص 29.

    [10] - ر. ك: مكارم شيرازي، ناصر، تفسير نمونه، تهران، دارالكتب الاسلاميه، 1368، ج 8، ص 260.

    [11] - معرفت، محمد هادي، علوم قرآني، ص 425.

    موضوعات: احادیث, بزرگان, اجتماعی, احکام, علمی, پیامبر ص, اهل بیت س, اخلاقی, قرآن, تبلیغ
    [شنبه 1396-10-23] [ 01:12:00 ب.ظ ]



     لینک ثابت

      شهیدی که طلبه، معلم قرآن و نانوا بود ...
    شهیدی که طلبه، معلم قرآن و نانوا بود

    شهیدی که طلبه، معلم قرآن و نانوا بود

    پس از جستجوهای بسیار به تهران آمدم و زمانی که به یکی از بیمارستان‌ها تماس گرفتم عنوان محمود علومی فرزند ابوالحسن را اعلام کردم؛ گفتند بیماری با این مشخصات داریم. در آن لحظه آنقدر حس خوبی داشتم و خوشحال شدم که برادرم زنده است اما این حس خوب چند دقیقه‌ای بیشتر طول نکشید که گفتند که این رزمنده اعزامی از تویسرکان و پزشک است درحالی که محمود طلبه و اعزامی از اصفهان بود.

     
    ابوالفضل علومی، برادر شهید محمود علومی، با اشاره به خصوصیات بارز شهید علومی، اظهار کرد: من فرزند ارشد خانواده متولد ۱۳۴۲ هستم و برادرم محمود متولد ۱۳۴۹ بود؛ محمود زمانی که تحصیلات ابتدایی‌اش تمام شد، به دلیل شرایط سخت اقتصادی خانواده، به نطنزمهاجرت کردیم؛ محمود، پس از پایان دوره راهنمایی، به حوزه علمیه رفت. آن زمان مصادف با سال چهارم جنگ بود و محمود اصرار داشت تا به جبهه برود و از آنجا که تصمیم به تحصیل در حوزه علمیه داشت، تحصیل در حوزه را آغاز کرد. دو سال اول را در حوزه علمیه نطنز تحصیل کرد و سپس به قم رفت و تحصیلاتش را در حوزه علمیه بعثت قم زیر نظر آیت‌الله منتظری که در آن دوره قائم مقام حضرت امام خمینی(ره)، بودند، ادامه داد.
    وی افزود: در زمان جبهه من و برادر دیگرم ابراهیم به جبهه می‌رفتیم و در عملیات طریق‌القدس سال ۶۰ حضور داشتیم و پدر و مادرم چندان موافق حضور محمود در جبهه نداشتند اما محمود به ما می‌گفت که چرا شما در جبهه حضور دارید و به من اجازه اعزام نمی‌دهید.


    برادر شهید علومی ادامه داد: محمود با اصرار بسیار، موافقت پدر و مادرم را برای اعزام به جبهه را گرفت و سرانجام عازم جبهه شد. همچنین محمود در آن دورانی که طلبه حوزه بود، کلاس‌های قرآن را در شهرستان نطنز راه‌اندازی کرد و در سن ۱۷ سالگی به تدریس مشغول شد. محمود؛ پیگیرانه و بسیار مستمر تشکیل جلسات قرآن در استفاده از اساتیدی از حوزه علمیه قم و تهران بود و حتی استاد توپچی هم در این جلسات حضور داشتند و نظارت می‌کردند.
    وی بیان کرد: مادرم در قید حیات است اما پدرم دو سال پیش به رحمت خدا رفتند. پدرم نانوا بود و محمود زمانی که کلاس نداشت، فراغتش را در نانوایی و برای کمک به پدر می‌گذراند. محمود در مسائل اخلاقی و شرعی بسیار مقید بود و در برخورد با مردم بسیار خوش مشرب و خوش اخلاق بود.
    علومی اظهار کرد: محمود به دلیل برخورد مناسبش با مردم زبانزد عام و خاص در شهرستان نطنز بود. ۳۱ سال از شهادت محمود می‌گذرد و فردا ۲۱ دی ماه سالگرد شهادتش است که امشب مراسمی ویژه در حسینیه خانوادگی برگزار خواهیم کرد. محمود ۲۱ دی ماه سال ۶۵ در مرحله پنجم عملیات کربلای ۵ به شهادت رسید.
    وی بیان کرد: محمود مقید به نماز اول وقت بود؛ همچنین تا پیش از دهه ۶۰ نان را کیلویی می‌فروختند به همین دلیل محمود زمانی که در نانوایی به پدر کمک می‌کرد حواسش را جمع می‌کرد تا نان را با وزن مناسبی به مردم بفروشد و دچار کم‌فروشی نشود.
    برادر شهید علومی تصریح کرد: محمود به موضوع خمس بسیار اهمیت می‌داد و در دوره‌ای که پدر شرایط اقتصادی‌اش خوب نبود؛ چند روزی را در پرداخت خمس تعلل کرد تا اینکه محمود به پدر گفت اگر خمس را پرداخت نکنید، دیگر چیزی در خانه تناول نخواهم کرد و در نهایت پدر را وادار کرد تا پیش امام جمعه نطنز برود و خمسش را پرداخت کند.

     


    وی افزود: من و ابراهیم که در جبهه‌ها بودیم و محمود هم بعدها با اصرار موافقت پدر و مادرم را گرفت و راهی جبهه‌ شد که برای بار اولی که به جبهه آمد، توفیق شهادت را داشت.
    علومی اظهار کرد: محمود به دلیل اینکه بار اولش برای حضور در جبهه بود، باید دوره‌ کامل آموزشی را می‌گذراند که دوره‌اش بسیار طولانی شد و فرمانده گردان هم اجازه حضور در عملیات را نمی‌داد. عملیات کربلای چهار، یک ماه و نیم قبل از عملیات پنج بود. محمود بسیار دوست داشت که در عملیات کربلای ۴ حضور داشته باشد اما به دلیل کامل نبودن دوره آموزشی‌اش، نتوانست موافقت فرمانده گردان را کسب کند و فرمانده می‌گفت که گردان نیاز به امام جماعت دارد و باید محمود بماند؛ گرچه برای محمود بسیار سخت بود اما محمود از فرمانده گردان قول گرفت تا در عملیات کربلای ۵ حتما حضور داشته باشد.
    وی ادامه داد: عملیات کربلای ۵ بود و فرمانده اجازه حضور محمود را به خط مرزی نداد. پشت اتوبوس‌های قدیمی، جایی برای خواب دارد که جلویش هم پرده‌ای پوشانده است. محمود پشت اتوبوس می‌رود و پرده را می‌کشد تا فرمانده او را نبیند. فرمانده آمار محمود را می‌گیرد و متوجه حضورش در اتوبوس می‌شود و چند بار نامش را صدا می‌کند:علومی، علومی، علومی؛ رزمندگان اشاره محل پنهان شدن محمود می‌کنند. محمود آنقدر مقابل فرمانده گریه کرد تا موافقت فرمانده را گرفت.

     

    برادر شهید علومی تصریح کرد: محمود در عملیات کربلای ۵ شهید شد و او سه ترکش نازک به قلبش خورده و نصف صورتش منهدم و دست راستش از ساعد قطع شده و به یک پوست بند بود.
    وی بیان کرد: زمانی که محمود شهید شد، پیکرش در خاک عراق ماند و ۲۰ روز پس از عملیات طول کشید تا پیکرش را به ایران آوردیم.
    علومی اظهار کرد: آن دوره من در قرارگاه صراط‌ المستقیم بود که ابراهیم برادر دیگرم با من تماس گرفت که مفقود شده و خبری از او نیست. ابراهیم و محمود در گردان امیرالمؤمنین لشکر ۱۴ امام حسین بودند و لشکر زیرپوشش استان اصفهان بود. پس از ۲۰ روز بچه‌های تخریب بعد از مین‌گذاری به منطقه رفته بودند و متوجه شدند که پیکر محمود نیمه جان در آن جا افتاده است و به والدینم اعلام کردم که محمود شهید شده است. گرچه پدر و مادرم می‌دانستند که برای محمود اتفاقی افتاده است؛ چراکه عملیات تمام شده بود و خبری از محمود نبود.

     

    وی ادامه داد: زمانی که از محمود خبری نداشتیم، من و پدرم برای جستجوی محمود به اهواز رفتیم و زمانی که خبری از محمود نشد من به مشهد و پدرم شیراز و اصفهان رفتند. احتمال می‌دادیم که شاید محمود موجی شده باشد و نتواند صحبت کند. پس از جستجوهای بسیار به تهران آمدم و زمانی که به یکی از بیمارستان‌ها تماس گرفتم عنوان محمود علومی فرزند ابوالحسن را دادم؛ گفتند بیماری با این مشخصات داریم. در آن لحظه آنقدر حس خوبی داشتم و خوشحال شدم که برادرم زنده اما این حس خوب چند دقیقه‌ای نکشید که گفتند که این رزمنده اعزامی از تویسرکان و پزشک است درحالی که محمود طلبه و اعزامی از اصفهان بود.


    برادرشهید علومی گفت: محمود هر هفته دو روز با مشقت‌های بسیار به نطنز می‌رفت تا کلاس‌های قرآن را برگزار کند و حتی زمانی که در منطقه بود، دائما از طریق نامه و تلفن پیگیر تشکیل کلاس‌ها بود.محمود ۱۸ ساله بود که شهید شد و به اندازه مرد ۴۰ ساله درک و شعوراخلاقی داشت.

    ادامه »

    موضوعات: شهادت, بزرگان, اجتماعی, محرم, ادبی, اهل بیت س, انقلاب, کار تشکیلاتی, اخلاقی, خانواده, قرآن, تبلیغ
     [ 01:08:00 ب.ظ ]



     لینک ثابت

      بایسته های تبلیغ دینی مطلوب ...
    بایسته های تبلیغ دینی مطلوب

    #تبلیغ دینی به ریش نیست به ریشه است و ما پریم از ریش ها و نه ریشه ها!

    فرق ویتامین درون پرتقال و مربا آن چیزی است که ما در تبلیغ دینی متوجه آن نیستیم! شما می توانید پیام دینی خود را مانند ویتامین به مخاطب دهید تا هم از خوردن آن لذت ببرد و هم به صورت ناملموس از فواید درون آن استفاده می کند و می توانید پیام خود را به صورت مربا آماده شده و خیلی مستقیم به خورد مخاطب دهید. البته هر دوی این روش ها در جهت تبلیغ دینی لازم است اما متأسفانه ما بیشتر رویکردهای سوگیرانه و تک بعدی در این زمینه داشته و بیشتر ترکیب مربا برای مخاطبان سرو کرده ایم. رویکردهای غیر مستقیم از آسیب ها و نقاط ضعف ما در تبلیغ دینی، رویکرد مستقیم و غفلت از رویکردها و پیام رسانی های غیرمستقیم است. گاهی مخاطب قابلیت پذیرش یک موضوع را به صورت مستقیم نداشته و باید برای او از رویکردهای غیرمستقیم استفاده کرد. بیش از این ضعف، آنچه که خود را در وجه کلان تر نشان می دهد فقدان برنامه ریزی در جهت یک پیکار تبلیغاتی است. اینکه مخاطب کیست، چه ویژگی هایی دارد، با توجه به ویژگی های او چه رویکردهایی باید تعریف شود و از چه ابزارهایی می توان در این راستا استفاده کرد. متأسفانه هنوز ما مخاطب خود را سیبلی در نظر گرفته ایم که به سوی او دارت پرتاب می کنیم و او پاره ای جز اثر پذیری ندارد! فرزند زمانه باشیم یکی دیگر از بزرگترین آسیب هایی که ما در تبلیغات امروز به ویژه در انتقال و اشاعه ارزش ها در برابر نسل جدید با آن روبرو هستیم، فرزند زمانه خود نبودن است. ما هنوز در برنامه ریزی های فرهنگی و پلن های تبلیغاتی احساس می کنیم با مخاطبان دهه 50 و 60 و شاید 30 و 40 روبرو هستیم. در واقع هنوز مخاطبان ما در نوع پیام سازی پدرها و پدربزرگ یا نهایتا جوانان بالای سی و پنج سال هستند در حالی که هر زمان شرایط و ویژگی های خود را دارد و باید برای طرح تبلیغ، تغییرات فرهنگی، ژنتیکی و تکنولوژیکی را مد نظر گرفت. بنابر فرمایشحضرت علی (علیه السلام) می بایست فرزند زمانه خود بود در واقع باید با توجه به نیازهای زمان و ابزارهای جدید و پلن تبلیغاتی تعریف کرد. مسلماً درک یک دهه هفتادی از ارزش ها با فردی که اکنون 70 سال دارد متفاوت است، حتی شبهات، ابهامات و مسائل مبتلا به هم تغییرات گسترده ای داشته و نمی توان انتظار داشت که یک نوجوان حرف های را با همان سبک وسیاق قدیمی بپذیرد. در این زمینه توجه به نکات زیر الزامی است: الف) تفاوت فرهنگی: جوان امروز علاوه بر اینکه با فرهنگ ها و سبک زندگی های نوین سر می کند در برابر جنگ نرم گسترده ای قرار دارد که می خواهد ارزش های غربی را برای او فرهنگ سازی کند. نیاز است برای مقابله و مصونیت بخشی به جوان به این جریان های ضد فرهنگی توجه نمود و گام های اساسی ایجابی و سلبی برای حفظ مخاطب برداشت. ب) تفاوت ابزاری: اگر در گذشته تنها از طریق بنر فرصت تبلیغ دینی بوده و یا مسجد محلی برای تجمع مردم و فرصت تبلیغ بوده، امروز منبرهای ما با توجه به پیشرفت تکنولوژی بسیار گسترده تر و متنوع تر شده اند که این هم فرصت است و هم تهدید. فرصت از آن منظر که می توان با مطالعه و برنامه ریزی از پتانسیل این ابزارها برای فرهنگ سازی و اشاعه ارزش ها استفاده کرد و تهدید از این نگاه که اگر از این فرصت به خوبی استفاده نشود دیگران برای غلبه فرهنگ خود به مردم ما از آنها استفاده می کنند. امروز در کنار منبرها تلویزیون، رادیو و گستره اینترنت از نرم افزارها تا شبکه های اجتماعی هر کدام یک پتانسیل برای تبلیغ دینی هستند که البته نیازمند هنر و دانش است تا بتوان حرف درست خود را به خوبی و تأثیرگذار به مخاطب رساند. تبلیغ دینی فقط واجبات نیست آنچه لازم است، یک برنامه ریزی دقیق مبنی بر تعریف رویکردهای مستقیم و غیرمستقیم با توجه به شرایط زمانی حاضر است که به تمام شئون زندگی یک فرد در چهار چوب توصیه های دینی ورود کنند و به اشاعه ارزش ها و فرهنگ سازی بپردازد. ما در زمینه تبلیغ دینی با نگاهی محدود و سوگیرانه روبرو هستیم نگاهی که در تعریف رسانه دینی نیز بدان مبتلا می باشیم. برخی از کسانی که به تبلیغ و رسانه دینی معتقدند این حجم عظیم را به ارزش های درجه یک و اعتقادی منحصر می کنند. آن ها احساس می کنند تبلیغی دینی است که مستقیم پیرامون نماز باشد یا از دفاع مقدس روایت کند، یا مجله ای را رسانه دینی می دانند پیرامون مسائل مذهبی پیام داشته باشد. البته این موارد یکی از شئون رسانه و تبلیغ دینی است و باید برای رسیدن به یک تبلیغ به سایر شئون اعتقادی و دینی در یک برنامه پازل گونه نظر داشت. رسانه دینی تنها نباید رسانه پیام های مذهبی باشد بلکه می بایست رسانه سبک زندگی باشد. دین ما درباره همه شئون زندگی برنامه و حرف دارد و رسانه ای که در جهت سمت و سودهی به زندگی با توجه قواعد و چهارچوب دینی تلاش کند یک رسانه دینی است، در واقع دین فقط نماز و روزه و زکات نیست دین ابعادی اجتماعی،سیاسی، اقتصادی و… دارد که ما نسبت به تبلیغ این شئون غافل هستیم و دقیقا ضعف جامع ما در زندگی دینی در این است که ما به این جهت که این شئون را به درستی تبلیغ نکرده ایم جامعه ما امروز از سبک زندگی نادرست خود رنج می برد. یک تبلیغ دینی باید درباره روابط با همسایه ها، قانونمداری، نرم خویی،مصرف گرایی، آداب پوشش و …. برنامه داشته باشد. اما متأسفانه تبلیغی که به ترویج نرم خویی و یا خانواده مداری بپردازد از منظر ما وارد حوزه تبلیغ دینی شده رسانه مذکور یک رسانه دینی نخواهد بود!

    کلام آخر: آنچه لازم است، یک برنامه ریزی دقیق مبنی بر تعریف رویکردهای مستقیم و غیرمستقیم با توجه به شرایط زمانی حاضر است که به تمام شئون زندگی یک فرد در چهار چوب توصیه های دینی ورود کنند و به اشاعه ارزش ها و فرهنگ سازی بپردازد.

    موضوعات: احادیث, بزرگان, اجتماعی, اهل بیت س, تبلیغ
     [ 12:26:00 ب.ظ ]



     لینک ثابت

      قرآن یک آیه دارد که سخت آدم را درگیر خودش می کند ...

    قرآن یک آیه دارد که سخت آدم را درگیر خودش می کند
    ؛ آیه‌ای که ساعت‌ها می‌شود با آن رویای شیرین ساخت و زندگی کرد؛ خدا به پیامبرش می‌گوید
    «من تو را برای خودم پرورش دادم» یعنی همین قدر شیرین و خواستنی که خدا به بنده‌اش بگوید” تـو مالِ مَنی! مالِ خودِ خودم”


    مُحرم‌ که می‌شود انگار همه آدم‌ها با ظرف‌های وجودشان انتخاب می‌شوند برای چشیدن عشق حسین(ع)؛ امام حسین هم نه به اندازه ظرف و گنجایش آدم‌ها که خیلی بیشتر از آن عشق‌اش را می‌بخشد آنقدر که از این عشق لبریز و سرریز می‌شوی…

    انتخاب‌شان می‌کند برای پوشیدن لباس عزا و حسینی شدن و حسینی ماندن؛ یکی را می‌بَرد آن وسط هیات تا میاندار سینه‌زن‌ها باشد، یکی قرار است تمام مدت در آشپزخانه خادم باشد، یکی دلش پَر می‌کشد برای عباسِ حسین؛ انتخابش می‌کند برای علمداری، برای سقایی عزاداران؛ آن یکی خوب گریه می‌کند می‌بردتش یک گوشه هیات تااشک بریزد برای خودش برای غم‌اش برای کربلایش…


    یکی از این آدم‌ها من و توایم رفیق! که قرار است با ظرفِ دلمان با ‌حالِ بی‌قرارمان با عشقِ مادرش زهرا(س) کاری کنیم که حسینی‌تر شویم در این بزم عشق و حسینی‌تر بمانیم.

    این روزهای ماتم و آشوب هر چه در ظرفِ دلت ریخته می‌شود قدر بدان؛ قدر بدان که دستانت، قلم ات، هنرت، فکرت و هر آنچه که در وجودت است می‌تواند کاری کند برای وصل شدن خودت و عزادارانش به عشقِ دُردانه فاطمه…

    اگر خوشامد گوی عزادارنش هستی، اگر چای میریزی برای مهمانانش، گریه می‌کنی برایش، طرح و نقش می‌زنی بر در و دیوارِ مجلسِ ماتم‌اش؛ تو انتخاب شده‌ای اینگونه بیایی در این قرار عاشقی …

    قدرِ ثانیه به ثانیه‌ی شب‌ها و روزهایت بدان؛ نفس‌های عمیق بِکِش در این شب‌های پر آشوب و پر اضطراب و ریه‌هات را پُر کن از این عشق بی مصداق…

    هر جا اقامه عزایش بجای می‌آوری این انتخاب و لیاقت را سنجاق کن به سینه‌ات؛ شاید یکی از همین شب‌ها یکجایی با خطی خوانا بنویسند “تو را برای برپا داشتن غمِ حسین پرورش دادیم تو مالِ عزای مایی مالِ خودِ خودمان”


    1. وَاصْطَنَعْتُکَ لِنَفْسِی/ و من تو را براى خودم پرورش دادم»(طه/41)

    1506973685k_pic_6312b733-7bc0-4edb-8136-50b28e6f273b.jpg

    موضوعات: احادیث, اجتماعی, محرم, پیامبر ص, اهل بیت س, قرآن
    [سه شنبه 1396-07-11] [ 01:35:00 ب.ظ ]



     لینک ثابت

      مختصری در باب گفتن الفاظی همچون: من سگ حسینم ...

    #انا_کلب_الحسین
    ✔️مختصری در باب گفتن الفاظی همچون: من سگ حسینم

    ☝️شکی نیست که عظمت دستگاه امام حسین علیه السلام، آن قدر اهمیت دارد که هیچ کس نباید کوچک ترین توهینی را روا دارد و بدون تحقیق، اظهار نظر سلبی یا ایجابی داشته باشد. در این مختصر سعی شده آنچه متقن و مستدل هست بیان شود، نه آنچه که برخی از روی احساسات بر زبان می رانند.
    ↪️از یک سو:
    همه ی ما می دانیم که زبان شعر، زبانی آکنده از کنایه و مجاز بوده و کنایاتی از این دست – که نشانگر نوعی تواضع و ارادت است - در بسیاری از اشعار وجود دارد و استفاده از این هنر به خودی خود اشکالی ندارد، ولی امروزه به زبان آوردن این‌گونه عبارات در محافل عمومی – به ویژه با انجام حرکات خاص - موجب وهن مجالس و شعائر شده و مورد سوء استفاده دشمنان قرار می‌گیرد و به همین دلیل سزاوار است از بیان چنین عباراتی خودداری شده و عزاداری سالار شهیدان علیه السلام با نقل وقایع عاشورا و تاریخ اسلام و با استفاده از دیگر روشهای هنرمندانه و نیز با مضامین روشنگر و معرفت‌زا انجام گیرد
    ↪️از سوی دیگر:
    بدیهی است که امام حسین و خط سیدالشهداء علیه‌السلام در طول تاریخ، «کلب = سگ» لازم ندارد، بلکه انسان‌های موحد، مؤمن، مسلمان، مجاهد، بصیر و از جان گذشته می‌خواهد. پس اگر شخصیتی در شعری( مثلا: وحیدم من اگر در جرم و تقصیر، سگی بودم شدم در کوی تو پیر)، در استعاره‌ای و ادبیاتی از این واژه استفاده کرد، دلیل نمی‌شود که شعاری عمومی شود و هیئاتی به نام «اکلاب= سگان» درست شود یا بخوانند که من سگ حسین هستم و یا شیعیان عزادار به گردن خود قلاده ببندند و با دست خود زنجیر آن را گرفته و دور هیئت بگردند … و احیاناً واق‌واق هم بکنند – اینها همه، وهن اسلام، تشیع و عزاداری است، پس قطعاً حرام است؛ چرا که اگر کسی به فکر ترویج فرهنگ تشیع باشد، با چنین الفاظی نمی تواند امام حسین علیه السلام را به دنیا معرفی نماید و قاعدتأ تاثیر منفی خواهد داشت.
    ↪️و از جهت سوم:
    می دانیم که شیعه علی بن ابی طالب علیه السلام، کارهایش را زیر نظر مرجع تقلیدش انجام می دهد چرا که در زمان غیبت معصوم علیه السلام، رجوع به متخصص احکام جزء وظایفی است که ریشه در احادیث معصومین علیهم السلام خصوصأ امام زمان عجل الله تعالی فرجه دارد. در این مسئله(گفتن الفاظی همچون: من سگ حسینم) نظر برخی از مراجع تقلید را یادآور می شویم:
    1️⃣حضرت آیت الله العظمی خامنه‌ای (مد ظله العالی):
    گفتن این جملات شایسته نیست و در هر حال مناسب است مؤمنین مراعات شؤون عزاداری معصومین علیهم السلام بویژه سید و سالار شهیدان اباعبدالله الحسین علیه السلام را بنمایند و لازم است عزاداری سالار شهیدان هرچه گرمتر و پرشورتر و به شیوه سنتی و با مضامین روشنگر و معرفت زا انجام گیرد.‏
    2️⃣حضرت آیت الله العظمی نوری همدانی(مد ظله العالی):
    به صورت کلی اقامه عزا باید مطابق با شئون اهل البیت علیهم السلام باشد و از انجام اموری که موجب وهن شعائر حسینی شود اجتناب شود.
    3️⃣حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (مد ظله العالی):
    عزاداری خامس آل عبا علیه السلام از مهمترین شعائر دینی است ولی باید از سخنان و اشعاری که متناسب با عزاداران اهل البیت علیهم السلام نیست جداً خودداری شود زیرا حضرت سیدالشهدا علیه السلام از این گونه امور بیزار است.
    4️⃣حضرت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی (مد ظله العالی):
    برای اظهار کوچکی و تواضع نسبت به مقام ائمه اطهار علیهم السلام اگر در جایی که مناسبت اقتضاء کند تعبیر به کلب آستان مقدس بشود، نشانه علاقه و ایمان است و در اشعار شعراء نیز تکرار شده است. این یک لطف و ذوق ادبی و حاوی نکات است و حقیر در برخی از اشعار خود به آن - اگر قبول شود - افتخار کرده‌ام. مع ذلک باید توجه داشت این اظهارات هم باید در حد متعارف و در مورد خاص و مناسبات مختلف باشد.

    1505903561k_pic_9469aa25-ed4a-4b9a-b392-089ed17a6f3c.jpg

    موضوعات: احکام, علمی, محرم, اهل بیت س, اخلاقی, خانواده
    [پنجشنبه 1396-06-30] [ 11:30:00 ق.ظ ]



     لینک ثابت