سالار زینب حسین جان
جانم حسین ع







 << < تیر 1399 > >>
شنبه یکشنبه دوشنبه سه شنبه چهارشنبه پنج شنبه جمعه
  1 2 3 4 5 6
7 8 9 10 11 12 13
14 15 16 17 18 19 20
21 22 23 24 25 26 27
28 29 30 31      




سالار زینب


جانم حسین ع




جستجو






آمار


  • امروز: 29
  • دیروز: 80
  • 7 روز قبل: 202
  • 1 ماه قبل: 732
  • کل بازدیدها: 47490



  • رتبه


  • رتبه کشوری دیروز: 71
  • رتبه مدرسه دیروز: 1
  • رتبه کشوری 5 روز گذشته: 182
  • رتبه مدرسه 5 روز گذشته: 2
  • رتبه 90 روز گذشته: 202
  • رتبه مدرسه 90 روز گذشته: 2

  •  
      اعضای بدن #طلبه جوان #گرمساری به بیماران نیازمند اهداء شد ...

    اعضای بدن #طلبه جوان #گرمساری به بیماران نیازمند اهداء شد
    خانم فریدون مدیر #مدرسه علمیه خواهران فاطمیه(س) گرمسار در گفت‌وگو با خبرنگار کوثرنیوز با اشاره بخ اهدای عضو یکی از طلاب این مدرسه اظهار کرد: خانم @مهناز اسماعیل‌زاده طلبه پایه سوم حوزه علمیه خواهران روز جمعه براثر خونریزی مغزی جراحی شد که درنهایت به دلیل وسعت خونریزی مرگ مغزی وی مورد تائید پزشکان معالج قرار گرفت.

    وی با بیان اینکه خانم@اسماعیل‌زاده دارای یک دختر سه‌ساله است افزود: این بانونی فداکار متولد اسفراین بود و در حوزه علمیه خواهران فاطمیه گرمسار اشتغال به تحصیل داشت.

    مدیر مدرسه علمیه خواهران فاطمیه گرمسار با بیان اینکه این بانوی طلبه از طلبه‌های ممتاز خواهر محسوب می‌شد گفت: وی از مدت‌ها قبل، کارت اهدای عضو دریافت کرده بود بنابراین اهدای عضو درخواست خود او بوده است.

    وی ادامه داد: در نهایت با تایید پزشکان و با موافقت خانواده «مهناز اسماعیل‌زاده» قلب، کبد، کلیه و ریه وی به بیماران نیازمند اهدا شد؛ همچنین حدود 50 بیمار سرطانی از مغز استخوان این بانوی فداکار طلبه استفاده کردند.

    خانم فریدون در پایان گفت: روز شنبه(22 تیرماه جاری) مراسم ختمی در مدرسه علمیه خواهران فاطمیه(س) برگزار خواهد شد.

    گفتنی است خانم اسماعیل‌زاده صبح امروز در زادگاهش اسفراین تشییع شد.

    موضوعات: تبلیغ
    [پنجشنبه 1398-04-20] [ 11:02:00 ق.ظ ]



     لینک ثابت

      اگر محجبه‌ها از سر شوق، حجاب داشته باشند و شوق آنها به حجاب دیده شود؛ #حجاب افزوده می‌شود. ...

    اگر محجبه‌ها از سر شوق، حجاب داشته باشند و شوق آنها به حجاب دیده شود؛ #حجاب افزوده می‌شود.

    1562821796photo_2019-07-11_09-39-18.jpg

    موضوعات: تبلیغ
     [ 09:40:00 ق.ظ ]



     لینک ثابت

      بی حجاب شدن #هنر نیست ...

    🍃💮🍃
    #حجاب

    💦بی حجاب شدن #هنر نیست
    این #حجاب است که حرف #تازه
    جهان امروز است
    افزایش #هرزگی موجب کاهش #مقاومت
    میشود
    #غیر_محجبه در عالم #زیاد است
    #حجاب است که #هنرمند میسازد💛

    1562746616photo_2019-07-10_12-46-29.jpg

    موضوعات: تبلیغ
    [چهارشنبه 1398-04-19] [ 12:48:00 ب.ظ ]



     لینک ثابت

      اهدای عضو طلبه جوان گرمساری ...

    #سمنان - اعضای بدن طلبه زن جوان ممتاز گرمساری که به دلیل خونریزی مغزی دچار مرگ مغزی شده بود با موافقت اعضای خانواده به بیماران نیازمند اهدا شد.

    @مهناز اسماعیل‌زاده طلبه 28 ساله ساکن گرمسار روز جمعه براثر خونریزی مغزی جراحی شد که درنهایت به دلیل وسعت خونریزی مرگ مغزی وی مورد تائید پزشکان معالج قرار گرفت.

    با موافقت خانواده این طلبه جوان ساکن گرمسار این بیمار به بیمارستان سینای تهران منتقل شد تا قلب، کبد، کلیه و ریه وی به بیماران نیازمند پیوند زده شود.

    این بانوی فداکار متولد اسفراین و در حوزه علمیه گرمسار مشغول به تحصیل بود، وی از طلبه‌های ممتاز خواهران محسوب می‌شد و دارای یک دختر سه‌ساله است.

    اهدای عضو وصیت و درخواست خود او بوده است که در زمان حیات کارت عضویت اهدای عضو نیز داشت.

    قرار است پیکر وی روز پنجشنبه در زادگاهش اسفراین تشییع شود.

    156273096735de4fb86caa079fd295fc4aeadcc4b2.mp4

    موضوعات: تبلیغ
     [ 08:27:00 ق.ظ ]



     لینک ثابت

      کار #خدا را انجام بده! ...

    کار #خدا را انجام بده!

    با برنامه ای که ریخته بودم، باید ساعت پنج صبح بیدار می شدم. ساعت هفت صبح، زیر غذا را خاموش کردم و نشستم به مطالعه. تاریخ امتحانات نزدیک بود و باید با برنامه پیش می رفتم. کتاب های نیمه تمام و کارهایی که باید تیک انجام شده می خوردند هم روی میز، جلوی چشمم رژه می رفتند. رسیده بودم به صفحه 60 کتاب که صدای پای برادرزاده همسرم، از طبقه بالا آمد. مثل همیشه می دوید و بازی می کرد. با خودم فکر کردم الان یک هفته بیشتر است که ندیدمش و هیچ سهمی در لحظه هایش نداشتم. مبحث را تمام می کنم و تلفنی به مادرش می گویم که من خانه هستم و دو ساعت می توانم وقت بگذارم. اگر خواست، می تواند بچه را پیش من بگذارد. مادرش خوشحال می شود و می گوید خیلی کمک بزرگی است، کار مهمی داشته که نمی دانسته چطور انجامش دهد؛ آن هم با یک بچه پرانرژی که مدام توجه می خواهد.

    بین روز می فهمم پدر همسرم در خانه تنهاست. ناهار مناسب حالش را آماده می کنم و برایش می برم طبقه پایین. همسرم که می رسد، اجازه می دهم با جزئیات بیشتری از کار و دغدغه هایش و روزی که گذرانده، بگوید و در آرامش تمام و بدون فکر کردن به «لحظه بعد» به حرف هایش گوش می دهم و با ذهن و کلام و قلب و چشم هایم، همراهی اش می کنم.

    دو ساعتی که از غروب می گذرد، تمام هیاهوها به پایان می رسد. می نشینم پشت میزم. به این فکر می کنم که هیچ اتفاق تازه ای نیفتاد و کار خاصی نکردم. همه این ضرورت ها ممکن بود ناخواسته پیش بیاید؛ اما کوشیدم به همه شان جهت بدهم و به این فکر کنم که شاید در این لحظه، با این کار، خدا راضی تر است و همین هاست که کیفیت زندگی و روابط را بالاتر می برد.

    به یاد درسی از استاد بزرگوارم می افتم که همیشه می فرمود: کار خدا را انجام بدهید؛ نه این که برای خدا کاری انجام دهید! چون ممکن است حسین بن علی (ع) در حال سر بریده شدن باشد و شما در حال نماز خواندن، صدقه دادن، صله ارحام، درس خواندن و ..، برای خدا باشید!

    شاید من این جا نشسته بودم و برای خدا درس می خواندم و شخص دیگری همان موقع به کمک من نیاز داشت یا اولویت کار من چیز دیگری غیر از درس خواندن بود. شاید در تشخیص اولویت ها گاهی اشتباه کنیم. بالای دفترم می نویسم خدایا! مرا در تشخیص اولویت لحظات زندگی و درست از نادرست، یاری بده.

    حالا سه ساعت وقت دارم درس بخوانم و برنامه روزانه ام را تمام کنم. اصلاً ناراحت نیستم از این که وقفه افتاد بین درس خواندنم. با خودم فکر می کنم که تمام کارهایی که در طول روز انجام دادم، ان شاء الله که در راستای همین اهدافم بوده. یک هدف بزرگ که هر روز و هر لحظه به شکل اولویتی جدید درمی آید و خودش وعده داده که: «وَلَیَنصُرَنَّ اللَّهُ مَن یَنصُرُهُ»؛ و خداوند کسانی را که یاری او کنند، یاری می کند.[1] زمزمه می کنم «یا من یعطی الکثیر بالقلیل»[2] و شروع می کنم به خواندن.

    منبع: نشریه خانه خوبان، زهرا اکبری

    1561613488large_5ca97c480acb5.jpg

    موضوعات: تبلیغ
    [پنجشنبه 1398-04-06] [ 10:01:00 ق.ظ ]



     لینک ثابت