سالار زینب حسین جان
جانم حسین ع







 << < تیر 1399 > >>
شنبه یکشنبه دوشنبه سه شنبه چهارشنبه پنج شنبه جمعه
  1 2 3 4 5 6
7 8 9 10 11 12 13
14 15 16 17 18 19 20
21 22 23 24 25 26 27
28 29 30 31      




سالار زینب


جانم حسین ع




جستجو






آمار


  • امروز: 23
  • دیروز: 80
  • 7 روز قبل: 202
  • 1 ماه قبل: 732
  • کل بازدیدها: 47490



  • رتبه


  • رتبه کشوری دیروز: 71
  • رتبه مدرسه دیروز: 1
  • رتبه کشوری 5 روز گذشته: 182
  • رتبه مدرسه 5 روز گذشته: 2
  • رتبه 90 روز گذشته: 202
  • رتبه مدرسه 90 روز گذشته: 2

  •  
      دو خدا در یک عالم نمی گنجد ...
    دو خدا در یک عالم نمی گنجد

    #دو خدا در یک عالم نمی گنجد

    مگر می شود قائل به توحید و وحدانیت خداوند نبود؟ اگر دو خدا در جهان خدایی کنند عالم به هم می ریزد و کم کم از بین می رود.


    ممکن است برای هر کدام از ما سوال شده باشد که آیا عالم تحت مخلوق و تحت فرمان یک خدا قرار دارد یا بیش از یک خدا.
    بسیاری از مشکرکین تاریخ عالم را تحت فرمان خدایان می دانستند و برای هر پدیده ای یک اله و خدا تصور می کردند.
    قرآن مجید این موضوع را مورد بررسی قرار داده و با بیانی یک خطی و موتاه این تفکر را مورد مناقشه قرار می دهد.

    با دو خدا عالم از بین می رود

    آیه لَوْ كَانَ فِيهِمَا آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتَا فَسُبْحَانَ اللَّهِ رَبِّ الْعَرْشِ عَمَّا يَصِفُونَ : اگر در آنها [=زمين و آسمان] جز خدا خدايانى [ديگر] وجود داشت قطعا [زمين و آسمان] تباه مى‏شد پس منزه است‏خدا پروردگار عرش از آنچه وصف مى‏كنند. ( انبياء / 22)می فرماید اگر در عالم دو خدا وجود داشته باشد عالم به هم می ریزد و از بین رفته و فاسد می شود. اگر از علت این امر سوال کنید باید بگوییم:
    هر گاه بر زمین و آسمانها دو آفریننده حکومت نمایند، این دو خداوند یا مماثل و همانند یکدیگرند، یا با یکدیگر اختلاف و تباین کلی دارند هر گاه مماثل و همانند یکدیگر باشند، مانند دو انسان که براثر شباهت کامل و جهت اشتراکی که در میان آن دو وجود دارد مثل یکدیگر شمرده می شوند در این صورت باید در یک قسمت شبیه و همانند یکدیگر باشند. اما در یک قسمت دیگر باید با هم اختلاف داشته باشند زیرا معنی ندارد که دو موجود از هر جهت مانند یکدیگر باشند و هیچ گونه تفاوتی در بین آنان نباشد، حتی دو برادر دو قلو همزاد، که از نظر شکل و قیافه و رنگ و اندازه قامت و آهنگ صدا و… مانند یکدیگر باشند باز در جهاتی با هم و لااقل لحظه تولد و مکان و ماده سازنده بدون روح و… با هم فرق خواهند داشت. و نتیجه چنین فرض، ترکیب يافته از دو امر و دو جهت : 1- از جهت اشتراک و لو در اصل هستی و وجود و 2- از جهت اخلاف که موجب تعدد دو گانگی آنان می باشد.
    علامه طباطبایی در تفسیر آیه مذکور می فرمایند:
    «اگر فرض شود كه براى عالم آلهه متعددى باشد، ناچار بايد اين چند اله با يكديگر اختلاف ذاتى، و تباين حقيقى داشته باشند، و گر نه چند اله نمى‏شدند، و تباين در حقيقت و ذات مستلزم آن است كه در تدبير هم با يكدگر متباين و مختلف باشند، و همين كه پاى اختلاف در تدبير به ميان بيايد، تدبير هر يك تدبير ديگرى را فاسد مى‏كند، و آسمان و زمين رو به تباهى مى‏گذارند، و چون مى‏بينيم نظام جارى در عالم نظامى است واحد، كه همه اجزاى آن يكديگر را در رسيدن به هدف خود يارى مى‏دهند، و با رسيدن اجزاى ديگر به هدف‏هاى خود سازگارند، مى‏فهميم كه پس براى عالم فقط يك اله است، و همين هم مدعاى ما است.»

    کمی عرفانی تر

    کلام قرآن کریم ناظر به این است که اگر حقیقتا در عالم دو خدا در عرض هم و در کنار هم مشغول خدایی باشند عالم به فساد کشیده می شود.
    اما آدم ها معمولا به این فکر نمی کنند که آیا یک خدا در عالم است یا دو خدا، بلکه بسیاری از آن ها در جریان زندگی خود بدون آنکه متوجه باشند به دو یا حتی بیشتر از دو خدا اعتقاد دارند. شاید تعجب کرده باشید. بله همینطور است بعضی از مردم پول و ثروت را هم معبود خود ساخته اند، برخی دیگر هم جاه و مقام را ، و معبود هایی دیگر از جنس ماده و جسم را در کنار خدای حقیقی قرار داده اند.
    شاید بد نباشد که بگوییم این نوع باور به دو خدا هم فساد آور است. گرچه عالم را فاسد نمی کند و آن را از بین نمی برد، اما قطعا عالم درون انسان را از بین می برد و این موضوع کمی نیست چراکه اگر عالم درون انسان فاسد شود عالم خارج از انسان نیز فاسد می شود چراکه گفته اند انسان همین جهان است اما در مقیاسی کوچک تر.

    سخن پایانی

    معلوم شد که وجود دو خدا در عالم منتفی است. عالمی که دو خدا دارد نمی تواند اینقدر یکپارچه و دارای نظمی واحد باشد. عالم اگر تحت تدبیر دو خدا اداره شود عالم به هم می ریزد و فاسد خواهد شد.

    موضوعات: احادیث, بزرگان, اجتماعی, علمی, قرآن, تبلیغ
    [شنبه 1396-10-23] [ 12:33:00 ب.ظ ]



     لینک ثابت

      بایسته های تبلیغ دینی مطلوب ...
    بایسته های تبلیغ دینی مطلوب

    #تبلیغ دینی به ریش نیست به ریشه است و ما پریم از ریش ها و نه ریشه ها!

    فرق ویتامین درون پرتقال و مربا آن چیزی است که ما در تبلیغ دینی متوجه آن نیستیم! شما می توانید پیام دینی خود را مانند ویتامین به مخاطب دهید تا هم از خوردن آن لذت ببرد و هم به صورت ناملموس از فواید درون آن استفاده می کند و می توانید پیام خود را به صورت مربا آماده شده و خیلی مستقیم به خورد مخاطب دهید. البته هر دوی این روش ها در جهت تبلیغ دینی لازم است اما متأسفانه ما بیشتر رویکردهای سوگیرانه و تک بعدی در این زمینه داشته و بیشتر ترکیب مربا برای مخاطبان سرو کرده ایم. رویکردهای غیر مستقیم از آسیب ها و نقاط ضعف ما در تبلیغ دینی، رویکرد مستقیم و غفلت از رویکردها و پیام رسانی های غیرمستقیم است. گاهی مخاطب قابلیت پذیرش یک موضوع را به صورت مستقیم نداشته و باید برای او از رویکردهای غیرمستقیم استفاده کرد. بیش از این ضعف، آنچه که خود را در وجه کلان تر نشان می دهد فقدان برنامه ریزی در جهت یک پیکار تبلیغاتی است. اینکه مخاطب کیست، چه ویژگی هایی دارد، با توجه به ویژگی های او چه رویکردهایی باید تعریف شود و از چه ابزارهایی می توان در این راستا استفاده کرد. متأسفانه هنوز ما مخاطب خود را سیبلی در نظر گرفته ایم که به سوی او دارت پرتاب می کنیم و او پاره ای جز اثر پذیری ندارد! فرزند زمانه باشیم یکی دیگر از بزرگترین آسیب هایی که ما در تبلیغات امروز به ویژه در انتقال و اشاعه ارزش ها در برابر نسل جدید با آن روبرو هستیم، فرزند زمانه خود نبودن است. ما هنوز در برنامه ریزی های فرهنگی و پلن های تبلیغاتی احساس می کنیم با مخاطبان دهه 50 و 60 و شاید 30 و 40 روبرو هستیم. در واقع هنوز مخاطبان ما در نوع پیام سازی پدرها و پدربزرگ یا نهایتا جوانان بالای سی و پنج سال هستند در حالی که هر زمان شرایط و ویژگی های خود را دارد و باید برای طرح تبلیغ، تغییرات فرهنگی، ژنتیکی و تکنولوژیکی را مد نظر گرفت. بنابر فرمایشحضرت علی (علیه السلام) می بایست فرزند زمانه خود بود در واقع باید با توجه به نیازهای زمان و ابزارهای جدید و پلن تبلیغاتی تعریف کرد. مسلماً درک یک دهه هفتادی از ارزش ها با فردی که اکنون 70 سال دارد متفاوت است، حتی شبهات، ابهامات و مسائل مبتلا به هم تغییرات گسترده ای داشته و نمی توان انتظار داشت که یک نوجوان حرف های را با همان سبک وسیاق قدیمی بپذیرد. در این زمینه توجه به نکات زیر الزامی است: الف) تفاوت فرهنگی: جوان امروز علاوه بر اینکه با فرهنگ ها و سبک زندگی های نوین سر می کند در برابر جنگ نرم گسترده ای قرار دارد که می خواهد ارزش های غربی را برای او فرهنگ سازی کند. نیاز است برای مقابله و مصونیت بخشی به جوان به این جریان های ضد فرهنگی توجه نمود و گام های اساسی ایجابی و سلبی برای حفظ مخاطب برداشت. ب) تفاوت ابزاری: اگر در گذشته تنها از طریق بنر فرصت تبلیغ دینی بوده و یا مسجد محلی برای تجمع مردم و فرصت تبلیغ بوده، امروز منبرهای ما با توجه به پیشرفت تکنولوژی بسیار گسترده تر و متنوع تر شده اند که این هم فرصت است و هم تهدید. فرصت از آن منظر که می توان با مطالعه و برنامه ریزی از پتانسیل این ابزارها برای فرهنگ سازی و اشاعه ارزش ها استفاده کرد و تهدید از این نگاه که اگر از این فرصت به خوبی استفاده نشود دیگران برای غلبه فرهنگ خود به مردم ما از آنها استفاده می کنند. امروز در کنار منبرها تلویزیون، رادیو و گستره اینترنت از نرم افزارها تا شبکه های اجتماعی هر کدام یک پتانسیل برای تبلیغ دینی هستند که البته نیازمند هنر و دانش است تا بتوان حرف درست خود را به خوبی و تأثیرگذار به مخاطب رساند. تبلیغ دینی فقط واجبات نیست آنچه لازم است، یک برنامه ریزی دقیق مبنی بر تعریف رویکردهای مستقیم و غیرمستقیم با توجه به شرایط زمانی حاضر است که به تمام شئون زندگی یک فرد در چهار چوب توصیه های دینی ورود کنند و به اشاعه ارزش ها و فرهنگ سازی بپردازد. ما در زمینه تبلیغ دینی با نگاهی محدود و سوگیرانه روبرو هستیم نگاهی که در تعریف رسانه دینی نیز بدان مبتلا می باشیم. برخی از کسانی که به تبلیغ و رسانه دینی معتقدند این حجم عظیم را به ارزش های درجه یک و اعتقادی منحصر می کنند. آن ها احساس می کنند تبلیغی دینی است که مستقیم پیرامون نماز باشد یا از دفاع مقدس روایت کند، یا مجله ای را رسانه دینی می دانند پیرامون مسائل مذهبی پیام داشته باشد. البته این موارد یکی از شئون رسانه و تبلیغ دینی است و باید برای رسیدن به یک تبلیغ به سایر شئون اعتقادی و دینی در یک برنامه پازل گونه نظر داشت. رسانه دینی تنها نباید رسانه پیام های مذهبی باشد بلکه می بایست رسانه سبک زندگی باشد. دین ما درباره همه شئون زندگی برنامه و حرف دارد و رسانه ای که در جهت سمت و سودهی به زندگی با توجه قواعد و چهارچوب دینی تلاش کند یک رسانه دینی است، در واقع دین فقط نماز و روزه و زکات نیست دین ابعادی اجتماعی،سیاسی، اقتصادی و… دارد که ما نسبت به تبلیغ این شئون غافل هستیم و دقیقا ضعف جامع ما در زندگی دینی در این است که ما به این جهت که این شئون را به درستی تبلیغ نکرده ایم جامعه ما امروز از سبک زندگی نادرست خود رنج می برد. یک تبلیغ دینی باید درباره روابط با همسایه ها، قانونمداری، نرم خویی،مصرف گرایی، آداب پوشش و …. برنامه داشته باشد. اما متأسفانه تبلیغی که به ترویج نرم خویی و یا خانواده مداری بپردازد از منظر ما وارد حوزه تبلیغ دینی شده رسانه مذکور یک رسانه دینی نخواهد بود!

    کلام آخر: آنچه لازم است، یک برنامه ریزی دقیق مبنی بر تعریف رویکردهای مستقیم و غیرمستقیم با توجه به شرایط زمانی حاضر است که به تمام شئون زندگی یک فرد در چهار چوب توصیه های دینی ورود کنند و به اشاعه ارزش ها و فرهنگ سازی بپردازد.

    موضوعات: احادیث, بزرگان, اجتماعی, اهل بیت س, تبلیغ
     [ 12:26:00 ب.ظ ]



     لینک ثابت