سالار زینب حسین جان
جانم حسین ع







 << < تیر 1399 > >>
شنبه یکشنبه دوشنبه سه شنبه چهارشنبه پنج شنبه جمعه
  1 2 3 4 5 6
7 8 9 10 11 12 13
14 15 16 17 18 19 20
21 22 23 24 25 26 27
28 29 30 31      




سالار زینب


جانم حسین ع




جستجو






آمار


  • امروز: 66
  • دیروز: 20
  • 7 روز قبل: 139
  • 1 ماه قبل: 679
  • کل بازدیدها: 47410



  • رتبه


  • رتبه کشوری دیروز: 109
  • رتبه مدرسه دیروز: 2
  • رتبه کشوری 5 روز گذشته: 218
  • رتبه مدرسه 5 روز گذشته: 2
  • رتبه 90 روز گذشته: 205
  • رتبه مدرسه 90 روز گذشته: 2

  •  
      جانـا شفاعتی ، بہ رخِ تیـرہ و تار مــا ...

    رخسـارِ شمـا . . .
    سپیـد در پیش زینب (س) است
    جانـا شفاعتی ، بہ رخِ تیـرہ و تار مــا

    #شهـدای_هـوافضـای_سپاه
    #شبتان_شهـدایی

    1523388506k_pic_e4ed94dd-db9d-4f71-9573-2318ff1e9991.jpg

    موضوعات: شهادت, بزرگان, اجتماعی, ادبی, انقلاب, مدافعان حرم, مدافعان حرم, تبلیغ
    [چهارشنبه 1397-01-22] [ 07:41:00 ق.ظ ]



     لینک ثابت

      محبوب‌ترین شخصیت از نگاه مردم ایران ...

    محبوب‌ترین

    نتایج نظرسنجی دانشگاه مریلند نشان می‌دهد سردار قاسم سلیمانی محبوب‌ترین شخصیت از نگاه مردم ایران است

    1501326193434128705_37415.jpg

    موضوعات: اجتماعی, مدافعان حرم
    [یکشنبه 1396-05-08] [ 02:16:00 ب.ظ ]



     لینک ثابت

      نحـــــوه به شهــــــــــادت رسیدن عبــــــــــاس دانشــــــگر عزیز ...

    نحـــــوه به شهــــــــــادت رسیدن
    عبــــــــــاس دانشــــــگر عزیز
    از زبان ســـــردار اباذری :

    “عباس بین در و دیوار سوخت”
    وقتی که اباذری هم کم آورد…
    تقصیر نداشت ،عباس پنج سال، همیشه کنارش بود…
    اباذری راز را فاش کرد، راز شهادت عباس را…
    آخر میگویند تنها اباذری جسم پاره پاره عباس را دید.
    اباذری میگفت بچه ها رو قبل رفتن جمع کردم تو اتاقم گفتم 10نفرید مطمئن باشید که 2تا3نفرتون یا شهید میشن یا مجروح…
    گذشت… گفت از این جمع همشون هم قسم شده بودن که عباس رو عملیات ها نبرن و کلا مواظبش باشن
    این آخرین بار هم خطی که اینا بودن کلا 8 یا 9 نَفَر از بچه های دانشگاه امام حسین بودن که عباس خبر دار میشه بچه ها وضعیتشون خوب نیست.
    عباس و یه نَفَر دیگه با ماشین میرن جلو، یه جایی کنار دیوار پارک میکنه.
    وقتی خواستن بیان پایین، با موشک ضد تانک ماشین رو میزنن، تا پیاده بشه “بین در و دیوار” نارنجک منفجر میشه و میسوزه.
    حاجی گریه میکرد ،شونه هاش میلرزید…حاجی گفت من جنازشو دیدم
    نه پهلو مونده بود…نه صورت… نه چشم…عباس خوش سیما بود،… سیمای قشنگشم گذاشت و رفت ..
    آره حقش بود مثل زهرا (س) شهید بشه ،تو آتیش ،بین در و دیوار با پهلو و صورت زخمی
    حاجی براش اسم گذاشت
    ‘’عباس،جوان مومن انقلابی'’
    ,
    اعزامی از استان سمنان (شهرستان سمنان )

    1466051434_.jpg

    موضوعات: شهادت, مدافعان حرم
    [چهارشنبه 1395-07-14] [ 09:15:00 ق.ظ ]



     لینک ثابت