سالار زینب حسین جان
جانم حسین ع







 << < تیر 1399 > >>
شنبه یکشنبه دوشنبه سه شنبه چهارشنبه پنج شنبه جمعه
  1 2 3 4 5 6
7 8 9 10 11 12 13
14 15 16 17 18 19 20
21 22 23 24 25 26 27
28 29 30 31      




سالار زینب


جانم حسین ع




جستجو






آمار


  • امروز: 29
  • دیروز: 20
  • 7 روز قبل: 139
  • 1 ماه قبل: 679
  • کل بازدیدها: 47410



  • رتبه


  • رتبه کشوری دیروز: 109
  • رتبه مدرسه دیروز: 2
  • رتبه کشوری 5 روز گذشته: 218
  • رتبه مدرسه 5 روز گذشته: 2
  • رتبه 90 روز گذشته: 205
  • رتبه مدرسه 90 روز گذشته: 2

  •  
      قرآن کريم مرتبط با مسائل زمان نزول است و براي آينده و قرن هاي مختلف و مدرن برنامه اي ندارد؟ ...
    قرآن کريم مرتبط با مسائل زمان نزول است و براي آينده و قرن هاي مختلف و مدرن برنامه اي ندارد؟

    قرآن کريم مرتبط با مسائل زمان نزول است و براي آينده و قرن هاي مختلف و مدرن برنامه اي ندارد؟

    در قرآن داستان‌هاي فراواني از پيامبران و امت‌هاي گذشته ذكر شده، ولي چون هدف قرآن هدايت انسان هاست، اين داستان‌ها را به طور كامل و مرتب بيان نكرده و آنچه را براي هدايت مفيد بوده، آورده است تا بندگان از آن جريانات پند گيرند.

    قرآن کريم مرتبط با مسائل زمان نزول است و براي آينده و قرن هاي مختلف و مدرن برنامه اي ندارد

    دليل‌هاي زيادي را مي‌توان آورد كه قرآن  جاودانه و براي تمام زمان‌ها بوده و مخصوص يك زمان نمي‌باشد:

     

    1ـ خطابات عام قرآن

     بسياري از آيات قرآن خطاب‌هايي دارد كه براي تمام مردم و هر مكلفي مي‌باشد. مانند : « اي كساني كه ايمان آورده‌ايد»[1] و « اي مردم»[2] و « اي انسان»[3] و «ای بنی آدم».[4]

     

    2ـ طرز بيان قصه‌هاي قرآن

     در قرآن داستان‌هاي فراواني از پيامبران و امت‌هاي گذشته ذكر شده، ولي چون هدف قرآن هدايت انسان هاست، اين داستان‌ها را به طور كامل و مرتب بيان نكرده و آنچه را براي هدايت مفيد بوده، آورده است تا بندگان از آن جريانات پند گيرند. بنابراين نمي‌شود گفت اين جريانات براي گذشته بوده و ربطي به آينده ندارد، پندگيري از يك جريان براي هميشه است.

     

    3ـ آيات مربوط به جاودانه بودن قرآن

     قرآن كتابي جهان شمول است و اختصاصي به زمان، مكان، نژاد، آداب و سنن خاص ندارد؛ زيرا قرآن خود را چنين معرفي مي‌نمايد: « قرآن جز يك پند براي عالميان نيست.»[5]؛ «بيم دهنده تمام انسان‌ها است.»[6] لازمة اين كليّت و دوام و نيز نيازمندي هميشگي بشر به آن، اين است كه هيچ گاه گرد كهنگي بر آن ننشيند و هميشه تازه باشد.

     

    4 - روايات

     از روايات استفاده مي‌شود، محتواي قرآن كريم به گونه‌اي تنظيم شده تا همانند سفره‌اي همگان در هر عصري بر سر آن بنشينند، و از نعمت‌هاي معرفتي آن استفاده برند:

     روايت اول : از امام صادق ـ عليه السلام ـ سؤال شد كه چرا قرآن با تكرار و درس و نشر جز تازگي اثر ديگري نمي‌پذيرد؟

    حضرت فرمود: «تازگي قرآن براي آن است كه خداي تبارك و تعالي آن را براي زمان موقّت يا مردم خاص نفرستاده و چون هميشگي و همگاني است، در هر زمان جديد است، و در نزد هر مردمي تا روز قيامت شيرين و پر جذبه است».[7]

     روايت دوم: امام باقر ـ عليه السلام ـ هميشگي بودن قرآن را به همواره بودن دو اختر فروزان، خورشيد و ماه تشبيه نموده، مي‌فرمايد:«قرآن همانند خورشيد و ماه هميشه در جريان است، و زندگي انسان‌ها را تا پايان دنيا روشن مي‌سازد».[8]

     

    5 - باطن داشتن قرآن كريم

     قرآن علاوه بر ظاهر، داراي باطن است و ظاهر قرآن همان دلالت ظاهري قرآن است كه از قرائن، از جمله شأن نزول آيه به دست مي‌آيد و جنبة خصوصي دارد؛ ولي باطن قرآن با قطع نظر از قرائن موجود، برداشت‌هايي كلي است كه از متن قرآن به دست مي‌آيد و همه جانبه و جهان شمول است، لذا پيوسته مانند جريان خورشيد و ماه در جريان است. اگر چنين نبود قرآن از استفاده دائمي ساقط مي‌گرديد. لذا همين برداشت‌هاي كلي و جهان شمول است كه تداوم قرآن را براي هميشه تضمين كرده و آن را همواره زنده و جاويد نگاه داشته است.[9] و اگر چنين نبود مي‌بايست با از بين رفتن گروهي، آية مخصوص آنها نيز باطل مي‌شد.امام باقر ـ عليه السلام ـ مي‌فرمايد: «اگر آيه‌اي درمورد قومي نازل شود و آن قوم بميرد، آيه هم مي‌ميرد و براي قرآن چيزي باقي نمي‌ماند، ولي قرآن تا آسمان و زمين باقي است، جريان دارد.»

    بنابراين بايد از قرآن معنايي به دست آورد كه براي عموم افراد تا قيامت باشد. براي روشن شدن مطلب، يك نمونه از قرآن آورده مي شود: 

    ممکن است کسي بگويد بت پرستي چون مخصوص صدر اسلام بود لذا آيات قرآن در نفي آن اقامه شده است و کاربرد امروزي نداردکه در جواب بايد گفت :

     اولاً: بت‌پرستي مخصوص زمان پيامبر اكرم – صلي الله عليه و آله و سلم - نبوده، زيرا هم اكنون تعداد زيادي از افراد در كشورهايي چون ژاپن، هند و … بت‌پرست هستند ونبودن بت پرست در ميان مسلمانان دليل بر نبودن آن در دنيا نيست.

     ثانياً: بت‌پرستي در هر زماني جلوه‌اي دارد، در آن زمان چوب و سنگ بود و هم‌اكنون صورت‌هاي ديگري چون دنياپرستي، پول‌پرستي، مقام‌پرستي و… دارد.[10]

     

    6 - قرآن و آينده

    اما اين كه قرآن در رابطه با آينده سخني ندارد، بايد گفت: كتاب‌هايي كه اعجاز قرآن را بيان كرده‌اند، يك بخش را اختصاص به اعجاز علمي داده‌اند كه قرآن مطالبي را بيان كرده كه براي آن زمان مشخص نبوده و بعداً با پيشرفت علم معناي آيه خوب روشن شده است، مانند دشواري تنفس با افزايش ارتفاع كه امروزه، علم به آن رسيده است.[11] خداوند در آية 125 سورة انعام مي‌فرمايد: «… خداوند هر كه را خواهد گمراه كند، سينة او را آنچنان تنگ مي‌كند كه گويا مي‌خواهد به آسمان برود.» و از سوي ديگر امروزه افراد منصف به اين نکته اعتراف مي کنند که احکام و آموزه هاي قرآنني براي برون رفت جامعه از انحطاط بهترين راه کارها را ارائه مي دهدو اين دلالت دارد بر اينکه قرآن کريم در همين دنياي مدرن راه کار هاي لازم را در مسائل اجتماعي ، فرهنگي ، اقتصادي و بين المللي دارد و با عمل به اين برنامه ها مي توان جامعه اي ايده آل و مورد نياز مردم درست نمود و اگر امروزه برخي از کشورها دچار عقب ماندگي شده اند تنها دليلش دوري آن جامعه از معارف قرآني است.

     

    معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:

    1ـ عبدالله جوادي آملي، تفسير موضوعي (قرآن در قرآن)، (قم؛ اسراء 1378)، ج 1،بخش جاودانگي قرآن.

    2ـ مرتضي مطهري،خاتميّت، (تهران؛ صدرا، 1364).

    3ـ محمد هادي معرفت،‌علوم قرآني، (قم؛ مؤسسة فرهنگي تمهيد، 1380)، ص 414 .

    4ـ ناصر مكارم شيرازي، تفسير نمونه (دارالكتب الاسلاميه، 1368)، ج 5، ص 435، ج 8، ص 227، ج 10، ص 119، ج 11، ص 183؛ ج 18، ص 389؛ ج 19، ص 17؛ ج 23، ص 266.

     

    پي نوشت ها:

    [1]. ر.ک: بقره/104، 153، 272 و آل عمران/100، 102 و نساء/ 19،29.

    [2]. بقره/ 21 و نساء/1 و يونس/23 و حج/5 و فاطر/5 و حجرات/13 و …

    [3]. ر.ک: انفطار/6 و انشقاق/6.

    [4] . رک : مائه / 27 ، اعراف / 26 ، یس / 60و …

    [5]. انعام/ 90.

    [6]. مدثّر/ 36.

    [7]. به نقل از: جوادي آملي، عبدالله، تفسير موضوعي، قرآن در قرآن، قم، انتشارات اسراء، 1378، ج 1، ص 313.

    [8]. به نقل از: جوادي آملي، عبدالله، تفسير موضوعي، قرآن در قرآن، قم، انتشارات اسراء، 1378، ج 1، ص 313.

    [9] - ر. ك: معرفت، محمد هادي، التمهيد، قم، جامعة مدرسين حوزة علميّة، بي‌تا، ج 3، ص 29.

    [10] - ر. ك: مكارم شيرازي، ناصر، تفسير نمونه، تهران، دارالكتب الاسلاميه، 1368، ج 8، ص 260.

    [11] - معرفت، محمد هادي، علوم قرآني، ص 425.

    موضوعات: احادیث, بزرگان, اجتماعی, احکام, علمی, پیامبر ص, اهل بیت س, اخلاقی, قرآن, تبلیغ
    [شنبه 1396-10-23] [ 01:12:00 ب.ظ ]



     لینک ثابت

      قرآن یک آیه دارد که سخت آدم را درگیر خودش می کند ...

    قرآن یک آیه دارد که سخت آدم را درگیر خودش می کند
    ؛ آیه‌ای که ساعت‌ها می‌شود با آن رویای شیرین ساخت و زندگی کرد؛ خدا به پیامبرش می‌گوید
    «من تو را برای خودم پرورش دادم» یعنی همین قدر شیرین و خواستنی که خدا به بنده‌اش بگوید” تـو مالِ مَنی! مالِ خودِ خودم”


    مُحرم‌ که می‌شود انگار همه آدم‌ها با ظرف‌های وجودشان انتخاب می‌شوند برای چشیدن عشق حسین(ع)؛ امام حسین هم نه به اندازه ظرف و گنجایش آدم‌ها که خیلی بیشتر از آن عشق‌اش را می‌بخشد آنقدر که از این عشق لبریز و سرریز می‌شوی…

    انتخاب‌شان می‌کند برای پوشیدن لباس عزا و حسینی شدن و حسینی ماندن؛ یکی را می‌بَرد آن وسط هیات تا میاندار سینه‌زن‌ها باشد، یکی قرار است تمام مدت در آشپزخانه خادم باشد، یکی دلش پَر می‌کشد برای عباسِ حسین؛ انتخابش می‌کند برای علمداری، برای سقایی عزاداران؛ آن یکی خوب گریه می‌کند می‌بردتش یک گوشه هیات تااشک بریزد برای خودش برای غم‌اش برای کربلایش…


    یکی از این آدم‌ها من و توایم رفیق! که قرار است با ظرفِ دلمان با ‌حالِ بی‌قرارمان با عشقِ مادرش زهرا(س) کاری کنیم که حسینی‌تر شویم در این بزم عشق و حسینی‌تر بمانیم.

    این روزهای ماتم و آشوب هر چه در ظرفِ دلت ریخته می‌شود قدر بدان؛ قدر بدان که دستانت، قلم ات، هنرت، فکرت و هر آنچه که در وجودت است می‌تواند کاری کند برای وصل شدن خودت و عزادارانش به عشقِ دُردانه فاطمه…

    اگر خوشامد گوی عزادارنش هستی، اگر چای میریزی برای مهمانانش، گریه می‌کنی برایش، طرح و نقش می‌زنی بر در و دیوارِ مجلسِ ماتم‌اش؛ تو انتخاب شده‌ای اینگونه بیایی در این قرار عاشقی …

    قدرِ ثانیه به ثانیه‌ی شب‌ها و روزهایت بدان؛ نفس‌های عمیق بِکِش در این شب‌های پر آشوب و پر اضطراب و ریه‌هات را پُر کن از این عشق بی مصداق…

    هر جا اقامه عزایش بجای می‌آوری این انتخاب و لیاقت را سنجاق کن به سینه‌ات؛ شاید یکی از همین شب‌ها یکجایی با خطی خوانا بنویسند “تو را برای برپا داشتن غمِ حسین پرورش دادیم تو مالِ عزای مایی مالِ خودِ خودمان”


    1. وَاصْطَنَعْتُکَ لِنَفْسِی/ و من تو را براى خودم پرورش دادم»(طه/41)

    1506973685k_pic_6312b733-7bc0-4edb-8136-50b28e6f273b.jpg

    موضوعات: احادیث, اجتماعی, محرم, پیامبر ص, اهل بیت س, قرآن
    [سه شنبه 1396-07-11] [ 01:35:00 ب.ظ ]



     لینک ثابت

      100خصلت از خصوصیات پیامبر اکرم ص(2) ...

    100خصلت از خصوصیات پیامبر اکرم ص(2)
    51 عزیزترین افراد نزد او کسی بود که خیرش بیشتر به دیگران می رسید.
    «. برسانید به من حاجت کسی را که نمی تواند حاجتش را به من برساند » -52 احدی از محضر او نا امید نبود و می فرمود
    -53 هرگاه کسی از او حاجتی می خواست اگر مقدور بود روا می فرمود و گرنه با سخنی خوش و با وعده ای نیکو او را راضی می
    کرد.
    -54 هرگز جواب رد به درخواست کسی نداد مگر آنکه برای معصیت باشد.
    -55 پیران را بسیار اکرام می کرد و با کودکان بسیار مهربان بود.
    -56 غریبان را خیلی مراعات می کرد.
    -57 با نیکی به شروران، دل آنان را به دست می آورد و مجذوب خود می کرد.
    -58 همواره متبسم بود و در عین حال خوف زیادی از خدا بردل داشت .
    -59 چون شاد می شد چشم ها را بر هم می گذاشت و خیلی اظهار فرح نمی کرد.
    -60 اکثر خندیدن آن حضرت تبسم بود و صدایش به خنده بلند نمی شد .
    -61 مزاح می کرد اما به بهانه مزاح و خنداندن، حرف لغو و باطل نمی زد.
    -62 نام بد را تغییر می داد و به جای آن نام نیک می گذاشت.
    -63 بردباری اش همواره بر خشم او سبقت می گرفت.
    -64 از برای فوت دنیا ناراحت نمی شد و یا به خشم نمی آمد.
    -65 از برای خدا آنچنان به خشم می آمد که دیگر کسی او را نمی شناخت
    -66 هرگز برای خودش انتقام نگرفت مگر آنکه حریم حق شکسته شود.
    -67 هیچ خصلتی نزد آن حضرت منفورتر از دروغگویی نبود.
    -68 در حال خشنودی و نا خشنودی جز یاد حق بر زبان نداشت.
    -69 هرگز درهم و دیناری نزد خود پس انداز نکرد .
    -70 در خوراک و پوشاک چیزی زیادتر از خدمتکارانش نداشت.
    -71 روی خاک می نشست و روی خاک غذا می خورد.
    -72 روی زمین می خوابید.
    -73 کفش و لباس را خودش وصله می کرد.
    -74 با دست خودش شیر می دوشید و پای شتر ش را خودش می بست.
    -75 هر مرکبی برایش مهیا بود سوار می شد و برایش فرقی نمی کرد.
    -76 هرجا می رفت عبایی که داشت به عنوان زیر انداز خود استفاده می کرد.
    -77 اکثر جامه های آن حضرت سفید بود.
    -78 چون جامه نو می پوشید جامه قبلی خود را به فقیری می بخشید.
    -79 جامه فاخری که داشت مخصوص روز جمعه بود.
    -80 در هنگام کفش و لباس پوشیدن همیشه از سمت راست آغاز می کرد.
    -81 ژولیده مو بودن را کراهت می دانست.
    -82 همیشه خوشبو بود و بیشترین مخارج آن حضرت برای خریدن عطر بود.
    -83 همیشه با وضو بود و هنگام وضو گرفتن مسواک می زد.
    -84 نور چشم او در نماز بود و آسایش و آرامش خود را در نماز می یافت.
    -85 ایام سیزدهم و چهاردهم و پانزدهم هرماه را روزه می داشت.
    -86 هرگز نعمتی را مذمت نکرد.
    -87 اندک نعمت خداوند را بزرگ می شمرد.
    -88 هرگز از غذایی تعریف نکرد یا از غذایی بد نگفت.
    -89 موقع غذا هرچه حاضر می کردند میل می فرمود.
    -90 در سر سفره از جلوی خود غذا تناول می فرمود.
    -91 بر سر غذا از همه زودتر حاضر می شد و از همه دیرتر دست می کشید.
    -92 تا گرسنه نمی شد غذا میل نمی کرد و قبل از سیر شدن منصرف می شد.
    -93 معده اش هیچ گاه دو غذا را در خود جمع نکرد.
    -94 در غذا هرگز آروغ نزد.
    -95 تا آنجا که امکان داشت تنها غذا نمی خورد.
    -96 بعد از غذا دستها را می شست و روی خود می کشید.
    -97 وقت آشامیدن سه جرعه آب می نوشید؛ اول آنها بسم الله و آخر آنها الحمدلله.
    -98 از دوشیزگان پرده نشین با حیاتر بود.
    -99 چون می خواست به منزل وارد شود سه بار اجازه می خواست.
    -100 اوقات داخل منزل را به سه بخش تقسیم می کرد: بخشی برای خدا، بخشی برای خانواده و بخشی برای خودش بود و
    وقت خودش را نیز با مردم قسمت می کرد.
    منابع: کتاب منتهی الآمال “محدث قمی” و کتاب مکارم الاخلاق “طبرسی”

    موضوعات: بزرگان, پیامبر ص
    [دوشنبه 1395-07-19] [ 12:39:00 ب.ظ ]



     لینک ثابت

      100 خصلت از خصوصیات پیامبر اکرم ص (1) ...

    100 خصلت از خصوصیات پیامبر اکرم ص
    1- هنگام راه رفتن با آرامی و وقار راه می رفت
    -2 در راه رفتن قدم ها را بر زمین نمی کشید.
    -3 نگاهش پیوسته به زیر افتاده و بر زمین دوخته بود.
    -4 هرکه را می دید مبادرت به سلام می کرد و کسی در سلام بر او سبقت نگرفت.
    -5 وقتی با کسی دست می داد دست خود را زودتر از دست او بیرون نمی کشید.
    -6 با مردم چنان معاشرت می کرد که هرکس گمان می کرد عزیزترین فرد نزد آن حضرت است.
    -7 هرگاه به کسی می نگریست به روش ارباب دولت با گوشه چشم نظر نمی کرد.
    -8 هرگز به روی مردم چشم نمی دوخت و خیره نگاه نمی کرد.
    -9 چون اشاره می کرد با دست اشاره می کرد نه با چشم و ابرو.
    -10 سکوتی طولانی داشت و تا نیاز نمی شد لب به سخن نمی گشود.
    -11 هرگاه با کسی، هم صحبت می شد به سخنان او خوب گوش فرا می داد.
    -12 چون با کسی سخن می گفت کاملا برمی گشت و رو به او می نشست.
    -13 با هرکه می نشست تا او اراده برخاستن نمی کرد آن حضرت برنمی خاست.
    -14 در مجلسی نمی نشست و برنمی خاست مگر با یاد خدا.
    -15 هنگام ورود به مجلسی در آخر و نزدیک درب می نشست نه در صدر آن.
    -16 در مجلس جای خاصی را به خود اختصاص نمی داد و از آن نهی می کرد.
    -17 هرگز در حضور مردم تکیه نمی زد.
    -18 اکثر نشستن آن حضرت رو به قبله بود.
    -19 اگر در محضر او چیزی رخ می داد که ناپسند وی بود نادیده می گرفت.
    -20 اگر از کسی خطایی صادر می گشت آن را نقل نمی کرد.
    -21 کسی را بر لغزش و خطای در سخن مواخذه نمی کرد.
    -22 هرگز با کسی جدل و منازعه نمی کرد.
    -23 هرگز سخن کسی را قطع نمی کرد مگر آنکه حرف لغو و باطل بگوید.
    -24 پاسخ به سوالی را چند مرتبه تکرار می کرد تا جوابش بر شنونده مشتبه نشود.
    بعضی مردم را چه می شود که » بلکه می فرمود « چرا فلانی چنین گفت
    » -25 چون سخن ناصواب از کسی می شنید. نمی فرمود: چنین می گویند
    -26 با فقرا زیاد نشست و برخاست می کرد و با آنان هم غذا می شد.
    -27 دعوت بندگان و غلامان را می پذیرفت.
    -28 هدیه را قبول می کرد اگرچه به اندازه یک جرعه شیر بود.
    -29 بیش از همه صله رحم به جا می آورد.
    -30 به خویشاوندان خود احسان می کرد بی آنکه آنان را بر دیگران برتری دهد.
    -31 کار نیک را تحسین و تشویق می فرمود و کار بد را تقبیح می نمود و از آن نهی می کرد.
    -32 آنچه موجب صلاح دین و دنیای مردم بود به آنان می فرمود و مکرر می گفت هرآنچه حاضران از من می شنوند به غایبان
    برسانند.
    -33 هرکه عذر می آورد عذر او را قبول می کرد.
    -34 هرگز کسی را حقیر نمی شمرد.
    -35 هرگز کسی را دشنام نداد و یا به لقب های بد نخواند.
    -36 هرگز کسی از اطرافیان و بستگان خود را نفرین نکرد.
    -37 هرگز عیب مردم را جستجو نمی کرد.
    -38 از شر مردم برحذر بود ولی از آنان کناره نمی گرفت و با همه خوشخو بود.
    -39 هرگز مذمت مردم را نمی کرد و بسیار مدح آنان نمی گفت.
    -40 بر جسارت دیگران صبر می فرمود و بدی را به نیکی جزا می داد.
    -41 از بیماران عیادت می کرد اگرچه دور افتاده ترین نقطه مدینه بود.
    -42 سراغ اصحاب خود را می گرفت و همواره جویای حال آنان می شد.
    -43 اصحاب را به بهترین نام هایشان صدا می زد.
    -44 با اصحابش در کارها بسیار مشورت می کرد و بر آن تاکید می فرمود.
    -45 در جمع یارانش دایره وار می نشست و اگر غریبه ای بر آنان وارد می شد نمی توانست تشخیص دهد که پیامبر کدامیک از
    ایشان است.
    -46 میان یارانش انس و الفت برقرار می کرد.
    -47 وفادارترین مردم به عهد و پیمان بود.
    -48 هرگاه چیزی به فقیر می بخشید به دست خودش می داد و به کسی حواله نمی کرد.
    -49 اگر در حال نماز بود و کسی پیش او می آمد نمازش را کوتاه می کرد.
    -50 اگر در حال نماز بود و کودکی گریه می کرد نمازش را کوتاه می کرد.

    موضوعات: بزرگان, ادبی, پیامبر ص
     [ 12:39:00 ب.ظ ]



     لینک ثابت